تبلیغات
BYSTSY.IR|پایگاه خبری تحلیلی بیست و سی - «فدك» نماد حقانیت و مظلومیت همیشگی خاندان پیامبر(ص)
خبر نامه بیست و سی





خبر نامه بیست سی


سایت بیست و سی یک سایت مستقل است که هیچ خط قرمزی ندارد چون نویسنده این سایت معتقد است که موضوعی وقتی خبر می شود باید به دست مخاطب برسد .
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
آرشیو سایت
خبرنگاران ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار و ارقام سایت
  • كل بازدیدها : 485
  • بازدید این ماه : 125
  • بازدید ماه قبل : 147
  • كل مطالب ارسال شده:
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظر سنجی
    به نظر شما از نبودن علی مطهری در مجلس، کدام گروه بهره بیشتر ی می برد؟





پیوندهای روزانه
گزارش تصویری
جوانفكر اخبار مهم برخی رسانه‌ها را جعلی خواند
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
برچسب


تبلیغات در پایگاه خبری بیست و سی

با توجه به فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت زهرای مرضیه سلام‌الله علیها، گروه آیین و اندیشه خبرگزاری بیست و سی: در ادامه سلسله نشست‌های خود در سال جاری به برگزاری نشستی با موضوع بررسی ابعاد زندگی حضرت زهرا‌(س) با رویكرد پاسخ به شبهات اقدام كرد. در این نشست كه در مؤسسه علمی‌ـ‌فرهنگی دارالحدیث قم برگزار شد؛ حجت‌الاسلام «امیرحسین ملك‌پور» محقق دانشنامه فاطمی و حجت‌الاسلام «حمید احمدی جلفایی» نویسنده كتاب صحیفه فاطمیه حضور داشتند كه مشروح آن در پی می‌آید. 

* «مصحف زهرا(س)» چیست و آیا وجود خارجی دارد؟ 

ـ حجت‌الاسلام ملك‌پور: حجم مصحف حضرت‌فاطمه (س) سه برابر قرآن است و در روایات داریم كه حتی یك حرف از قرآن هم در آن نیست. در كتاب «كافی» جلد 1 صفحه 240 از امام‌صادق(ع) روایت شده كه؛ حضرت ‌فاطمه‌ زهرا(س) بعد از وفات پیامبر(ص) خیلی محزون بودند. خداوند ملكی را فرستاد كه ایشان را تسلی دهد و اخبار و اطلاعاتی از آینده به آن حضرت بدهد. حضرت زهرا این موضوع را با امیرالمومنین در میان می‌گذارد و ایشان نیز هنگام نزول ملك، مباحث و تعلیمات را مكتوب می‌كرد و به این گونه این كتاب مصحف حضرت‌زهرا پدید می‌آید. 
امام‌ خمینی‌(ره) در جایی به این مضمون می‌فرماید كه؛ اگر بنا بود بعد از رسول‌الله ـ‌كه خاتم‌الانبیاء است‌ـ باز هم پیامبری بیاید، آن پیامبر «زهرا» بود چرا كه ملك به ایشان نازل می‌شد، همچنین طبق آیه «اللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ...» از سوره مباركه نور، زهرا سلام‌الله علیها دارای نور نبوت و نور ولایت هستند ـ كه البته توضیح این مورد در ادامه سؤالات بیان می‌شود ـ و نیز مصحفی دارند كه سه برابر قرآن است و یك حرف از قرآن هم در آن نیست. 
در ادامه روایت، امام صادق(ع) می‌فرماید: این مصحف نزد ما اهل بیت(ع) است كه نام تمام شیعیان، پادشاهان، درختان، دریاها، ماهی‌ها و ... در آن است كه تازه این مقدار صفحه اول و دوم مصحف است، امام صادق (ع) زمانی‌كه عبدالله‌بن ‌حسن‌بن حسن می‌خواست قیام كند، گفت كه نام او در مصحف فاطمه(س) جزو كسانی كه به حكومت می‌رسد؛ نیست، بنابراین قیامش بی‌جا و محكوم به شكست است. 

ـ حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: در باره اصل وجود مصحف فاطمه(س) در مكتب شیعه بیش از 20 روایت با طرق روایی مختلف آمده كه جای تردیدی در این زمینه باقی نمی گذارد. در این روایات گاهی با همان عنوان مصحف فاطمه و گاهی هم ـ البته |‌به ندرت‌ـ تحت عنوان «كتاب فاطمه» یاد شده ‌است. بیش از 17 طریق روایی ـ‌ كه در علم رجال از علوم حدیث مطرح است‌ـ این روایت‌ها نقل شده‌اند و به نوعی تواتر اجمالی قضیه را می‌رسانند. 
مطابق مدارك اسلامی، این كتاب بر خلاف ادعای بعضی از گویندگان یا نویسندگان، كتابی واقعی و محسوس است كه با عبارت «دفتان من زبرجدتین ...» از آن تعبیر شده و همه اسرار عالم هستی و اخبار غیبی گذشته و آینده در آن ثبت شده است و جز در برخی از مسائل خاص ـ كه مطابق روایت كافی 1/240/ 3 در آن از حدود و احكام نیز به عنوان تكمله سایر تشریعات عمومی اسلامی بحث شده ـ چندان از حلال و حرام سخن به میان نیامده و در واقع این كتاب یك كتاب تشریعی و یا عملی نیست بلكه یك كتابی است كه در آن بیشتر به اسرار و اخبار عالم هستی و اخبار آینده و گذشته تاریخ بشریت پرداخته شده است. در چند روایت معتبر از كتاب كافی (1 /240/2 و 3و 5) و نیز در روایت كتاب «دلائل الامامه» 105/304 و سایر مدارك اسلامی به این مطلب تصریح شده است. 
همچنین مطابق روایت امام رضا علیه السلام در كتاب فقیه 4/ 418/ 5914 این كتاب نزد امامان معصوم از ذریه حضرت زهرا علیها السلام است و به عنوان یكی از نشانه‌های امامت آنان به حساب می‌آید و مطابق این روایت این كتاب هم‌اكنون باید نزد امام زمان علیه‌السلام باشد. 

* قایل‌شدن نبوت و ولایت برای حضرت زهرا (س) نوعی از غلو یا الحاد نیست؟! 

ـ حجت‌الاسلام ملك‌پور: حد و مرز مشخص شده است و چنین نیست كه حضرت زهرا(س) از قدرت نبوت و ولایت خود استفاده كرده باشند و بنا هم نبوده كه استفاده كنند. خاتم‌الانبیاء حضرت محمد(ص) است و قرار نیست بعد از ایشان پیامبر دیگری بیاید. ضمن اینكه حجت از ایشان ساقط شده است، زیرا در زمان حضورشان پیامبر بر ایشان نبوت داشته و پس از حضرت محمد(ص) نیز امیرالمؤمنین علی(ع) بر ایشان ولایت داشته است. 
ـ حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: برای غلو، محدوده‌هایی مشخص شده است و هنگامی كه می‌گوییم حضرت زهرا(س) دارای نور نبوت و نور ولایت بودند بدین معناست كه ایشان ظرفیت آن را داشته‌اند، یعنی یك نوعی از ویژگی كه بالقوه بوده و نیازی نبوده است كه به فعلیت برسد. 
مراد از جایگاه نبوی حضرت زهرا(س) پیامبری نیست، زیرا محمد مصطفی(ص) خاتم الانبیاء است و قرار نیست بعد از ایشان پیامبری بیاید. بنابراین اگر در جایی روایتی در باره ماهیت نور، عقل و علم ائمه و حتی ماهیت بحث وحی صورت گرفته، مراد آن شأنیت و علم ویژه حضرت زهرا(س) است. ضمن اینكه ارتباط مخلوق با خالق درجات مختلفی دارد و الهام، القا و وحی با یكدیگر متفاوت هستند. 
وقتی می‌گوییم حضرت فاطمه زهرا‌(س) از نور ویژه‌ای برخوردار هستند؛ اینطور نیست كه بگوییم چون امامت و رسالت نداشتند، وظیفه تبلیغی هم نداشته‌اند. گاهی وقت‌ها پیامبر اكرم در برخی موضوعات مردم را به دخترشان فاطمه زهرا ارجاع می دادند، منتها ادله‌ای كه به دست ما رسیده آنقدر نیست كه بگوییم علم ایشان بالاتر از فرزندانشان بوده و اینكه در مقایسه با امیرالمؤمنین و پدرشان و انبیای گذشته چقدر بوده است. بشر عادی از فهم و درك این رتبه‌بندی عاجز است. 

* آیا استفاده از «مصحف فاطمه» در رتق و فتق امور، تعارض ایجاد نمی‌كند؟ مگر قرار است امام معصوم با استفاده از علم غیبی جامعه را اراده كند؟ 

ـ حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: چنان كه پیش از این نیز اشاره كردیم تقریباً در همه مدارك اسلامی كه در این زمینه شناسایی شده، امامان معصوم (ع) به این شبهه پاسخ داده‌اند و آن این كه اولاً؛ در این مصحف از یك سری اسرار عالم هستی و وقایع غیبی در گذشته و آینده خبر داده شده است و مطابق روایت امام معصوم در كتاب كافی 1/240/3 تنها احكام مربوط به برخی از مباحث شرعی كه در قرآن كریم و یا سنت نبوی به خاطر اختلاف میان امت به آنها پرداخته نشده و یا به صورت مجمل بیان شده یا شرایط لازم میان امت برای تشریع آنها فراهم نبوده آمده است و در واقع از این منظر، مصحف فاطمه به عنوان مكمل سایر تشریعات ظاهری و دربردارنده برخی احكام واقعی مطرح است. 
ثانیاً؛ قرار نیست امام معصوم در اداره امور تنها با تكیه بر علوم غیبی عمل كند همان گونه كه امام علی علیه السلام كه از علوم غیبی و به ویژه از «مدینة العلم» نبوی بهره‌مند بوده، در مقام عمل هیچ گاه قواعد طبیعی و واقعیت‌های اجتماعی و مانند آن را كنار نگذاشته بود و بلكه به اعتقاد شیعیان همه تعالیم دریافتی از عالم معنا به نوعی با واقعیت‌های طبیعی و اجتماعی و نیز با اختیار و اراده و فلسفه ابتلای افراد و جوامع كاملا هم‌سو است و عمق این حقیقت را می‌توان در معنای «لا جبر ولا تفویض بل امر بین الامرین» جست‌وجو كرد كه در این فرصت كوتاه نمی‌توان به تشریح دقیق این مسئله پرداخت. 

* با توجه به اطلاعات بسیار وسیعی كه در این مصحف وجود دارد، این سؤال مطرح می‌شود كه آیا مصحف زهرا‌(س) وجود خارجی داشته و كتابی دارای جلد، مقدمه و مؤخره بوده است و یا معنایی مجازی دارد. بدین صورت كه به قلب حضرت فاطمه(س) وارد شده است؟ 

ـ حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: روایتی در كتاب «من لایحضره الفقیه» شیخ صدوق (ج 4 ص 418 حدیث 5914) آمده است كه امام رضا (ع) می‌فرماید: «هر امامی كه بعد از پیامبر اكرم(ص) ادعای امامت می‌كند، یكی از نشانه‌هایش این است كه مصحف فاطمه را با خودش بیاورد»، لذا اگر مراد از مصحف فاطمه یك كتاب ظاهری نبود، این روایت وجه چندانی نخواهد داشت. از طرفی دیگر در روایتی از امام باقر علیه السلام كه در كتاب «دعائم الاسلام» 105/ 304 آمده است تصریح شده كه «دفتان من زبرجدتین علی طول الورق و عرضه حمراوین ... » و بدین وسیله حضرت از یك كتاب ظاهری با طول و عرض مشخصی خبر می‌دهد. 
بنابراین همان‌گونه كه گفتیم این مصحف به عنوان یكی از نشانه‌های امامت، معرفی شده و همه امامان معصوم علیهم السلام آن را با خود داشته و از محتویات آن آگاه بوده‌اند و در حال حاضر، این مصحف باید در اختیار امام زمان(عج) باشد. 
اما درباره چگونگی نگارش مصحف دو دسته روایات داریم. دسته اول می‌‌گویند پس از رحلت پیامبر (ص)، ملائكه‌ای كه برای تسلی دادن به حضرت زهرا علیه السلام نزد ایشان می‌آمدند ـ و بنا بر برخی از مدارك جبرئیل امین بوده است ـ این اسرار را در اختیار آن حضرت می‌گذاشتند و آن حضرت شوهرش علی علیه السلام را در جریان گذاشته و آن حضرت نیز در دفعات بعدی كلام ملك را شنیده و كتابت كرده‌اند. این روایت‌ها را می‌توان در كتاب كافی 1/240/ ح 1 و 2 و 5 و بصائر الدرجات 159/5 و مانند آن مشاهده كرد. 
اما دسته دوم از روایات كه از جمله آن‌ها می‌توان به سه روایت موجود در «بصائر الدرجات» اشاره كرد چنین بیان می‌كنند كه رسول‌ خدا (ص) پیش از رحلتشان این اخبار غیبی را از ناحیه خداوند به حضرت زهرا (س) منتقل كرده‌اند و علی(ع) نیز آن‌ها را نوشته‌است. 
ظاهرا دسته اول از روایات از اعتبار بیشتری برخوردار هستند. البته اگر دسته دوم از روایات را بپذیریم، دیگر نیازی به پاسخ دادن به این شبهه وهابیت كه می‌گویند ملك هیچ گاه بر غیر پیامبر نازل نمی‌شود؛ نیاز نیست. اما انصاف مطلب این است كه این شبهه كاملاً بی‌اساس بوده و علاوه بر گواهی بسیاری از روایات شیعه و حتی اهل سنت مبنی بر این كه آن حضرت «محدثه» بوده و ملك بر او نازل می‌شد نزول ملائكه بر بانوانی همچون حضرت مریم(س) قبل از اسلام به فرموده قرآن كریم: «فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا» (مریم/17)، و نیز «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ» سستی این شبهه را روشن می‌كند. 
بنابراین از مجموع روایاتی كه در منابع شیعه آمده چنین بر می‌آید كه مصحف حضرت فاطمه، یك كتاب تشریعی و تكوینی در مقابل قرآن و یا سنت رسول خدا و روایات رسیده از اهل بیت (ع) نیست كه شبهات مذكور وجهی داشته باشند. بیش از 14 روایت با 10 طریق روایی مختلف در تبیین ماهیت این مصحف آمده كه همگی محتوای آن را چیزی غیر از قرآن معرفی كرده‌اند و تصریح داشته‌اند كه هیچ چیزی از قرآن در این كتاب نیست. به عنوان نمونه امام صادق(ع) در روایتی می‌فرماید: «اما انه لیس فیه شیء من الحلال والحرام ولكن فیه علم ما یكون». (كافی ج 1 ص 240 حدیث 2 و حدیث3) 

* چرا حضرت زهرا(س) فدك را ادعا كرد؟ مگر انبیا از خود ارث به جا می‌گذارند؟ 

ـ حجت‌الاسلام ملك‌پور: روایتی كه از پیامبر اكرم (ص) نقل می‌كنند كه؛ «نحن معاشر الانبیاء لانورث» یعنی؛ ما جماعت پیامبران از خود ارثی باقی نمی‌گذاریم. راوی این حدیث دو تن از سران سقیفه و دختران آن‌ها هستند و یك فرد كه متهم به عمل بسیار ناپسندی است. 
حضرت زهرا(س) در خطبه فدكیه یك جواب مسلم به آنها دادند كه این حدیث مخالف قرآن است. شیعه و سنی متفق‌اند كه اگر حدیثی با قرآن در تعارض بود باید آن را كنار گذاشت. حضرت زهرا در خطبه‌شان فرمودند: «وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ»، اگر انبیای ارث ندارند چرا سلیمان(ع) از داوود ارث برد؟ یا «یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ» زكریای نبی می‌فرماید: فرزندی را به من عطا كن كه از من و آل یعقوب ارث ببرد. و «وَاُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ اَوْلَى بِبَعْضٍ فِی كِتَابِ الله» (انفال: 75) و دیگر آیاتی كه حضرت زهرا استفاده می‌كند و آیه «إِن تَرَكَ خَیْرًا الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ» (اگر كسی مالی از خود به جای گذاشت، باید نسبت به پدر و مادر و اطرافیان خود وصیت كند و خوب هم وصیت كند) نشان از جعلی بودن این حدیث دارد. 
البته خود آنها نیز به این حدیث عمل نكردند، چرا كه پس از بیان ادله از سوی حضرت زهرا، ابوبكر نامه فدك را به ایشان تحویل داد. حال این پرسش مطرح می‌شود كه اگر انبیاء ارث نمی‌برند، پس چرا نامه فدك را به حضرت فاطمه دادند؟! البته بعداً یكی دیگر از سران سقیفه نامه را از حضرت پس می‌گیرد و پاره می‌كند و رو به ابوبكر می‌گوید: اگر فدك را بدهی پس خرج لشكر و مملكت را از كجا تأمین می‌كنی؟! 
ضمن اینكه در روایات محكم اهل سنت هست كه خیلی از اموال پیامبر(ص) از جمله انگشتر، عمامه و شمشیر ایشان را به عنوان ارث به حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) دادند و فقط فدك را ندادند. از جمله روایتی در «مسند حنبل» ج 1 صفحه 4، «سنن كبری» جلد 6 صفحه303 و «سنن ابی‌داود» جلد 2 صفحه 24 وجود دارد كه می‌گوید: در مقابل سؤال حضرت زهرا از ابوبكر كه تو از پیامبر ارث می‌بری یا اهل‌بیت‌اش؟ وی جواب می‌دهد من ارث نمی‌برم، اهل بیت‌اش ارث می‌برند. ابن ‌ابی‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه جلد 16 صفحه 218 می‌گوید كه این صحبت ابوبكر خلاف كلمه‌های روزهای گذشته‌اش بوده كه انبیا ارث از خود به جای نمی‌گذارند. روایت دلالت می‌كند به اینكه اگر حضرت زهرا ارث نمی‌برد، سران سقیفه همه اموال را ضبط می‌كردند. 
در یك روایت داریم كه از امام رضا (ع) سؤال می‌كنند كه پیامبر(ص) غیر از فدك چیز دیگری باقی گذاشت فرمود: گاوهایی در مدینه داشت، 6 اسب داشت، 3 شتر به نام‌های دیباج، عضباء و جدعاء داشت، 2 قاطر به نام‌های دُلدُل و شهباء داشت، 2 گوسفند شیرده داشت، 4 شتر شیرده، یك شمشیر به همراه زره، عمامه، 2 لباس یمنی، انگشتر و یك شتری كه شیر نداشت، یك فرش از جنس لیف خرما، 2 عبا از جنس پنبه و یك رو انداز كه همه آنها به عنوان ارث به حضرت زهرا(س) رسیده است، به غیر از شمشیر، عمامه و انگشتر كه نصیب امیرالمؤمنین شد. 
بعد از رحلت پیامبر هدیه‌ای می‌آورند كه مال پیامبر بود، می‌گویند مال پیامبر و به عنوان ارث اوست، پس چه كنیم؟ سپس آن را به عنوان ارث به فاطمه می‌دهند! اگر انبیاء ارث نمی‌برند، پس چرا به این روایت عمل نكردید و به عنوان ارث به حضرت زهرا دادید؟! 
عمر‌بن عبدالعزیز كه از خلفای اهل سنت است، علما را جمع كرد و دید حق با حضرت زهراست و فدك را بعد از چند صد سال به فرزندان حضرت زهرا باز گرداند و دوباره خلفای بعدی از آنها گرفتند. دوباره مأمون در زمان امام رضا(ع) علما را جمع كرد و شیعه و سنی دوباره به این نتیجه رسیدند فدك حق حضرت زهرا بوده و دوباره به فرزندان ایشان باز فرستادند. 
در «صحیح بخاری» جلد 3 صفحه 1126، «صحیح مسلم» جلد 6 صفحه 1383، «مسند حنبل» ج1 صفحه 205، «سنن كبری» جلد 10 صفحه 410 آمده است كه حضرت زهرا(س) سه چیز از ماترك پیامبر خواست: یكی مالی كه نزد پیامبر بود از اموال خیبر، دومی فدك بود و دیگری باغ‌ها و صدقات او در مدینه. حاكم وقت مدینه هیچ‌كدام را نداد. خلیفه دوم صدقات پیامبر را به عنوان ارث به امیرالمؤمنین برگرداند كه بعدها ابن عباس ادعا می‌كند؛ حال كه این را دادی باید بقیه‌ را نیز بدهی، اگر می‌خواهی به روایت «انبیاء ارث نمی‌گذارند» عمل كنی، پس این یكی را هم نده، اما اگر می‌خواهی عمل نكنی پس همه را بده! 
پیغمبر(ص) نخلستان‌های به نام «الاعواف» داشت. در جلد یك صفحه 211 «تاریخ دمشق» از منابع اهل سنت است، می‌گوید ابوبكر این باغ‌ها را به حضرت زهرا به عنوان ارث داد. 
حتی عایشه و حفصه (همسران پیامبر) ارث بردند و حجره پیامبر(ص) به آنان رسید كه بعدها پدرانشان را در آن دفن كردند. آیا «نحن معاشر الانبیاء لانورث» فقط دختران انبیاء را شامل می‌شود؟! 

-حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: مناسب است در اینجا از مرحوم علامه عسگری(ره) یاد شود كه در این موضوع یك تقسیم‌بندی بسیار خوبی ارائه داده اند. 
به طور كلی پس از رحلت رسول اكرم(ص)، برای حضرت فاطمه زهرا(س) دو ماجرای بسیار مهم پیش می‌آید كه یكی از آن‌ها ماجرای بیعت گرفتن از حضرت علی (ع) است و دیگری همین قضیه ارث، فدك و مانند این‌هاست. 
علامه عسگری در اینجا چنین بیان می‌كنند كه حضرت فاطمه زهرا در خصوص مسائل مالی تنها بر سر ارث با خلیفه اختلاف نداشتند بلكه سه مسئله مختلف در این زمینه مطرح بوده است كه ممكن است در صورت عدم توجه كافی به این موضوعات، بحث اندكی متناقض جلوه كند. یك محور اختلاف آن حضرت بحث بر سر هدایایی بود كه پیامبر اكرم (ص) به فاطمه داده بود و مهم‌ترین آنها فدك بود. 
ماجرای فدك چنین است كه در سال هفتم هجری یعنی در همان سالی كه غزوه خیبر اتفاق افتاد، اهالی دهكده‌ای یهودی‌نشین كه از ابهت و قدرت اسلام احساس خطر می‌كنند، نزد پیامبر می‌روند و نیمی از فدك (و در برخی روایات همه فدك) را در ازای مصالحه با پیامبر اكرم(ص) به ایشان می‌بخشند. فقها درباره چنین اموالی كه به دست پیامبر می‌رسد، معتقدند كه جزو «لم یوجف علیها بخیل و لا ركاب» بوده و مال شخصی ایشان است و می‌تواند به هر كسی آن را ببخشد. 
ضمن اینكه مطابق روایاتی كه از شیعه شده است ـ و اهل سنت با طرق مختلفی از جمله از ابوسعید خدری و ابن‌عباس و ... آن را نقل كرده‌اند ـ پیامبر(ص) فدك را به حضرت فاطمه(س) هبه كرده بود و این اصلا ارث به حساب نمی‌آید و استدلال خلیفه وقت ـ‌كه عمال و تمام كارگران فاطمه(س) را از فدك بیرون كرد‌ـ این بود كه فدك جزو بیت‌‌المال است و در واقع اختلاف او با اهل بیت بر سر حكم این دسته از اموال بود كه غنیمت نام دارند. به همان خاطر بود كه خلیفه از آن‌ها شاهد طلبید كه شهادت دهند رسول خدا آن را به زهرا بخشیده و آن جا بود كه به نقل مدارك تاریخی حضرت علی (ع) با ام ‌ّایمن هر دو شهادت دادند، اما خلیفه سپس این بهانه را پیش كشید كه شهادت یك مرد با یك زن قابل قبول نیست. یا باید دو مرد شهادت دهند و یا یك مرد با دو زن. اما امیر‌المؤمنین در همان جا یك روایتی را از جابر نقل كرد كه در صحاح سته اهل سنت نیز این روایت نقل شده و آن این كه پیامبر اكرم در یك مورد از قصاص با یك شاهد مرد و سوگند خود فرد، حكم صادر كردند. یعنی اگر مطابق این عملكرد رسول بخواهیم نظر بدهیم باید شهادت امیر‌المومنین(ع) و ام ‌ایمن و سوگندی كه فاطمه زهرا(س) بیان كرده، خلیفه فدك را پس می داد. ضمن اینكه هیچ یك از این افراد انسان‌های معمولی نبودند و حتی ام‌ایمن زنی است كه پیامبر او را بهشتی خوانده است و شهادت آن ها با شهادت افراد معمولی فرق می كند. 

ـ حجت‌الاسلام ملك‌پور: ضمن اینكه موضوع نیز قابل توجه است كه فدك در آن زمان در اختیار حضرت زهرا(س) بوده است و كسی كه مدعی آن می‌شود باید برای ادعای خود شاهد بیاورد، نه صاحب ملك!

ـ حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: بنابراین در شرایط فعلی هم در عموم كتاب‌های اهل سنت و مسانید و صحاح آن‌ها از ابن‌عباس و ابو سعید خدری و ... نقل شده است كه پیامبر(ص) فدك را به حضرت فاطمه بخشیده است و بیشتر مردم آن زمان و حضار هم كه در آن جا بودند، این مسئله خوب می‌دانستند ولی از ترس حكومت شهادت ندادند. 
اما مسأله دوم كه حضرت زهرا با حكومت بر سر آن اختلاف داشته، مربوط به یك سری اموالی است كه مال و ملك شخصی پیامبر بود و بایستی مطابق قانون ارث در اسلام پس از رحلت‌ ایشان به فرزندانش می‌رسید و علامه عسگری در كتاب «معالم المدرستین» از این میراث هدایای انصار به رسول خدا و 18 سهم از 36 سهم اراضی و نخلستان‌های خیبر و اراضی بنی‌نضیر و وادی القری و باغات هفت گانه مخیریق به آن حضرت را نام برده است. 
و مساله سوم بحث «ذوی القربی» و به عبارتی دیگر بحث صدقات بود كه مطابق آیه شریفه «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ» بایستی سهم ذوی القربی به اهل بیت داده می‌شد اما خلیفه به بهانه خرج كردن آن‌ها برای سلاح و مركب و ... از دادن آن‌ها امتناع می‌ورزید. 

* آیا حدود فدك امروزه هم مشخص است؟ 

ـ حجت‌الاسلام ملك‌پور: حدود فدك را امام موسی كاظم(ع) در زمان هارون‌الرشید مشخص كردند. امام در پاسخ به سؤال هارون، سرتاسر عالم را ادعا می‌كنند یعنی؛ امام(ع) تمام حكومت را می‌خواهد؛ فدك بهانه‌ است! نویسنده كتاب «فدك ذوالفقار فاطمه» بیان می‌كند كه كارایی فدك فاطمه(س) از ذوالفقار امیر‌المؤمنین(ع) در رسوایی معاندان بیشتر بود. 
«ابن ‌ابی‌الحدید» به نقل از استادش می‌گوید اگر فدك را به فاطمه می‌دادند، آنگاه او حكومت را طلب می‌كرد! 

ـ حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: در قضیه فدك، اهداف سیاسی نهفته بود. با بررسی بیشتر می‌توان دریافت كه هر چند فدك به دلیل وسعت زیاد یك پارامتر اقتصادی بسیار مهمی برای حكومت نوپای خلیفه اول بود اما حكومت می‌توانست فعلا این قصه را به بعد از تحكیم پایه‌های قدرتش موكول كند و از مصادره آن دست بكشد، اما به نظر می‌رسد حكومت با اجرای هم زمان چند نقشه مذكور قصد داشت تا از همان اول دست خاندان پیامبر(ص) را از رسیدن حكومت و دخالت در آن كوتاه كند. اصلا این كه حكومت بعد از حضرت رسول اكرم(ص) این قدر جسارت پیدا می‌كند كه خانه دختر پیامبر را آتش بزند، نشان از یك نقشه حساب شده در این خصوص دارد. 

ـ حجت‌الاسلام ملك‌پور: باید دید شخصیت امیرالمؤمنین چه اهمیتی داشت كه حاضر شدند به هر قیمتی ولو با آتش زدن خانه دختر پیامبر(ص) از ایشان بیعت بگیرند؟! چون همه مسلمانان حقانیت حكومت سقیفه را منوط به بیعت امیرالمؤمنین می‌دانستند، زیرا صدها بار از زبان پیامبر شنیده بودند كه «علی مع الحق والحق مع علی». 
این جمله كه «آخرالامر علی (ع) بیعت كرد» جمله نادرستی است! زیرا عرب، بیعت با كراهت را بیعت نمی‌داند. اگر علی(ع) به راستی بیعت كرده بود، چرا شب‌های مدیدی همراه با حضرت زهرا(س) و حسنین(ع) به خانه مهاجر و انصار می‌رفتند و آن‌ها را به قیام دعوت می‌كردند؟! 
رضایت حضرت زهرا‌(س) چه قدر مهم بود كه سران سقیفه برای جلب آن اقدام كردند و آیا موفق شدند؟! 
در كتاب‌های «طبقات كبری» ابن‌سعد صفحه 27 و «سنن كبری» بیهقی جلد 6 صفحه 301 آمده است كه آنها آمدند و حضرت زهرا(س) را راضی كردند. آنها می‌دانستند اگر حضرت زهرا رضایت ندهد، پیامبر هم از آنها راضی نیست و خدا هم راضی نیست و باید حتما رضایت حضرت زهرا را جلب كرد. در كتاب «الامامة والسیاسة» جلد یك صفحه 131 كه از كتب اهل سنت است، آمده با وساطت امیرالمؤمنین اجازه گرفتند نزد فاطمه بروند، ولی حضرت رو به دیوار برگرداندند و جواب سلام آنها را هم ندارند، در حالی كه جواب سلام واجب است! بعد چرب‌زبانی كردند تا حضرت زهرا آنها را ببخشد كه ایشان فرمودند: شما از پدرم نشنیدید كه رضایت فاطمه، رضایت خداست و عدم رضایت فاطمه، عدم رضایت خداست، هر كسی كه فاطمه را راضی كند، من را راضی كرده است و هر كه فاطمه را ناراضی كند، مرا ناراضی كرده است؟! گفتند: آری شنیده‌ایم. بعد حضرت فرمود: خدایا شاهد باش، من از اینها راضی نیستم! سپس آنها بلند می‌شوند و بیرون می‌روند. 
پس معلوم می‌شود كه موفق نمی‌شوند كه رضایت حضرت زهرا را جلب كنند، اینكه عنوان می‌كنند حضرت زهرا راضی شد، روایتی بی‌اعتبار است. «صحیح بخاری» جلد 4صفحه 40 و جلد 3 صفحه 126 و جلد 6 صفحه 2474، «صحیح مسلم» جلد 3 صفحه 1380 و جلد 3 صفحه 1383، «مسندحنبل»، «سنن كبری» و اكثر كتاب‌های سنی از زبان همسر پیامبر نقل كرده‌اند: وقتی ابوبكر ارث زهرا(س) را نداد، ایشان با او قهر كرد و تا دم آخر با او صحبت نكرد و از دنیا رفت. پس رضایتی در كار نیست. 

* چرا با وجود حضور امیرالمؤمنین‌(ع) در منزل، حضرت زهرا(س) برای باز كردن در اقدام كرد؟ 

ـ حجت‌السلام ملك‌پور: اولاً معلوم نیست آن چیزی كه به ما رسیده است، دقیقاً به همان شكل باشد. 
افرادی كه می‌خواستند به ناحق از حضرت امیرالمؤمنان بیعت بگیرند حضرت امیر را صدا زدند و حضرت زهرا پشت در آمد. نقل‌هایی كه داریم مثلا در جلد هشتم صفحه 52 كتاب المصنف ابن ابی‌شیبه نوشته شده: امیرالمومنان در زمان بیعت با خلیفه اول با چند تن از یارانش مانند زبیر به خانه فاطمه رفتند و اجتماع كردند و با او مشورت می‌كردند. خلیفه دوم از آن اجتماع آگاه شدن آمد صدا زد ای دختر رسول‌ خدا! ـ حضرت امیر را صدا نكردند كه حضرت جواب دهد، بلكه حضرت فاطمه را خطاب قرار دادند ـ اگر آنهایی كه در خانه جمع شده‌اند متفرق نشوند؛ خانه را آتش می‌زنیم. در تفسیر «عیاشی» جلد 2، صفحه 66، آمده است ‌فاطمه(س) وقتی دید كه آنها داخل كوچه شدند و قصد هجوم به منزل را دارند، در خانه را بست و پشت آن قرار گرفت. 
و در سندهای دیگر كه به دست ما رسیده است آمده؛ زمانی كه در زدند، حضرت فاطمه پشت درآمد تا بیعت‌گیرندگان به واسطه حیا از دختر حضرت رسول و حفظ حرمت رسول‌الله بازگردند، اتفاقاً ـ طبق متن «الامامة والسیاسة» ج1 ص 31 ـ همینطور هم شد و عده‌ای حیا كردند برگشتند اما باقی افراد هیزم آوردند و آن ماجرا پیش آمد. 
در منابع دیگر مانند «عقد الفرید» جلد 3 صفحه 273 و «انساب الاشراف» جلد 2 صفحه 286 آمده است خلیفه دوم هنگام آمدن به سمت خانه دختر پیامبر با آتش آمد (ومعه قبس من نار) و با فاطمه(س) روبه‌رو شدند. چنین نبود كه صدا بزند و بگوییم خوب وقتی حضرت در خانه بود چرا حضرت امیر نیامد و خانم پشت در آمد. 

حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: به نظر بنده می‌توان حداقل این مسأله را مسلم دانست كه فاطمه(س) در همه این ماجراها در صحنه حاضر بود و بلكه بیشتر از خود علی (ع) ظاهر شد و در ماجرای در و دیوار نیز نمی‌توان این را انكار كرد كه بالاخره علی (ع) می توانست از ظاهر شدن زهرا(س) در عرصه جلوگیری كند، اما نكرد و این به نظر بنده یك حركت مصلحتی و بلكه سیاسی از ناحیه امام (ع) بود كه مطابق با مصالح الهی هم بود. برای این كه در این میان هم عده‌ای از مردم ـ‌كه منكر امامت علی بودند‌ـ‌ حداقل از دختر پیامبر حیا كنند و شاید عده‌ای متذكر شده و در این گناه بزرگ شریك نشوند. ضمن این كه با حضور فاطمه(س) در عرصه و رخ دادن آن همه مصیبت برای دختر پیامبر، ظالمان در تاریخ هر چه بیشتر رسوا شده و چهره مظلوم حق آشكارتر می‌شود. 

* با توجه به برخی محدودیت‌ها در اسلام و با توجه به تعصب مردان عرب، چرا زمانی كه مرد در خانه حضور داشت، زن برای باز كردن در آمد؟ 

ـ حجت‌الاسلام ملك‌پور: در اسلام، اهم و مهم داریم. یكی از مطالب مهم «اصول دین» است و فروع دین همیشه فدای اصول دین می‌شود. امامت و ولایت جزو اصول دین است و حفظ حجاب و حرمت و غیرت و...، جزو فروع دین است. پس در این حالت باید فروع دین را فدای اصول دین كرد. 
مگر نه اینكه امیرالمومنین (ع) در معجزه «ردّ الشمس» نماز خود را ـ‌‌كه جزو فروع دین بود‌ـ برای اصول دین ـ‌كه پیامبر (نبوت) بود‌ـ فدا كرد؟! چون علی(ع) می‌داند هر كس پیامبر را مورد آزار و اذیت قرار دهد، مورد لعن و نفرین خدا در دنیا و آخرت قرار می‌گیرد: إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا. 
همچنین امام حسین (ع) حج را نیمه تمام رها كرد برای اینكه حج جزو فروع دین است و امامت جزو اصول دین محسوب می‌شود، البته در این خصوص جواب‌های دیگری هم هست همچون اتمام حج یا تبدیل آن به عمره... . در ماجرای نماز ظهر عاشورا نیز، یاران امام حسین(ع) برای حفظ اصول دین كه «امامت» است، به عنوان سپر انسانی جلوی امام می‌ایستند تا امام نماز بگزارد، زیرا نماز فروع دین است ولی خود آن حضرت چون نماز كه جزو فروع دین است وجهاد كه جزو فروع دین است نماز را انتخاب میكند. 
از همین رو، در ماجرای آتش زدن در نیز حضرت زهرا(س) مشاهده كرد كه امامت و ولایت در خطر است، بنابراین جان خود را كف دست می‌گیرد و برای ولایت سینه سپر می‌كند. 
با توجه به آیه «اللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ...» پاسخ دیگری نیز می‌توان مطرح كرد. مطابق روایتی كه در جلد یك صفحه 195 «كافی» و نیز در تفاسیر روایی همچون «تفسیر قمی» در باب تفسیر آیه بیان شده است؛ وظیفه حضرت زهرا (س) حفظ امامت بود زیرا «مشكاة» همان ظرف شیشه‌ای است كه چراغ را درآن می‌گذارند و در این آیه تفسیر به حضرت زهرا (س) شده و در این روایت، پیامبر (ص) وامیرالمؤمنین و اولادش علیهم‌السلام به اعضای چراغ تفسیر شده‌اند. پس طبق این آیه و تفسیر آن، اقتضا می‌كند كه همان گونه كه مشكاة اعضای چراغ را از حوادث حفظ می‌كند، حضرت زهرا(س) نیز امیرالمومنین (ع) وفرزندانش را حفظ كند، لذا ایشان پشت در آمد. 

* حضرت زهرا (س) شهید شده‌ یا به مرگ طبیعی وفات كرده است؟ آیا برهان قاطعی بر شهادت داریم؟ 

ـ حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: شهادت در تعالیم اسلامی به دو گونه است: یك نوع شهادت به عنوان شهادت حكمی مطرح است و در تعالیم اسلامی برخی از انواع مرگ‌ها را در حكم شهادت معرفی كرده‌اند. به عنوان مثال، مرگ‌ بعضی از كسانی كه در غربت از دنیا بروند؛ در حكم شهادت است. و یا اگر كسی در مقابل ظلم ظالمی و یا در راه كسب روزی حلال و مانند آن بمیرد شهید است و بدیهی است كه برخی از این معیارها نیز در خصوص حضرت فاطمه زهرا(س) صدق می‌كند. 
اما یك نوع شهادت دیگر شهادت فقهی و یا واقعی است كه در كتاب‌های فقهی تعریف خاصی دارد و در واقع به كسی می‌گویند كه در راه دفاع از ارزش‌های اسلامی و احكام خاص آن و یا حمله و توطئه ظالمان و دشمنان دین و آرمان‌های آن جان خود را از دست بدهد. 
همه روایاتی كه در درباره علت از دنیا رفتن حضرت زهرا(س) صادر شده، تاكید می‌كنند كه ایشان بر ‌اثر تازیانه و اسقاط جنین خود از دنیا رفتند و به همان خاطر شكی در این نیست كه آن حضرت شهید از دنیا رفته‌اند. به عنوان مثال در صفحه 124 از كتاب «دلائل الامامة» حدیث 135، امام صادق‌(ع) تصریح می‌كند: علت وفات مادرم ضربه‌هایی بود كه به ایشان زدند. یا در كتاب «سلیم بن قیس» نیز شبیه همین حدیث مشاهده می‌شود. و در «تفسیر عیاشی» هم به ماجرای بین در و دیوار ماندن حضرت زهرا(ع) اشاره شده و علت شهادت حضرت همین امر دانسته شده است. در نهایت به قول «قاضی نعمان مغربی» از علمای قرن چهارم هجری می‌گوید: بین عموم مسلمانان مشهور است كه حضرت زهرا(س) به خاطر سقط جنین از دنیا رفتند. 
علاوه بر این، دو روایت دیگر از امامان معصوم (ع) بر شهادت حضرت تصریح كرده‌اند. یكی روایت امام كاظم (ع)كه در كتاب «اصول كافی» جلد اول، صفحه 458، حدیث 2 آمده است. و روایت دیگر نیز در زیارتنامه مشهور حضرت فاطمه الزهرا (س)كه در «اصول كافی» جلد 3، ‌حدیث 14 نقل شده و در مضمون مشابه هر دو، حضرت زهرا (ع) به عنوان «صدیقه شهیده» معرفی شده است. 

* بر اساس شواهد و روایات، در كدام محل بیشترین احتمال قرار داشتن قبر نورانی حضرت زهرا(س) وجود دارد؟ 

ـ حجت‌الاسلام ملك‌پور: بر اساس روایات قبر نورانی حضرت زهرا سلام‌الله علیها در یكی از سه مكان «قبرستان بقیع»، «روضه پیامبر» و «خانه حضرت زهرا» قرار دارد. گرچه علما می‌توانند با استفاده از روایات، شواهدی را به نفع یكی از این اقوال به دست آورند اما به نظر بنده بهتر است همانطوری كه حضرت وصیت كردند؛ شبانه غسل و كفن و دفن شوند، اجازه دهیم قبر ایشان هم مخفی باشد. 
چرا كه دیده‌ایم وهابی‌ها با قبور ظاهر و مشخص اهل بیت (ع) چه كرده‌اند و همچنان نیز خوف بی‌احترامی به ائمه اطهار از سوی مخالفان وجود دارد. ضمن اینكه ناپیدا بودن قبر حضرت زهرا (س) دلیل محكمی بر مظلومیت و حقانیت ایشان است. همانطور كه تاریخ شهادت آن حضرت نیز به وضوح مشخص نیست. 
متأسفانه در حال حاضر به سمتی می‌رویم كه تنها یك فاطمیه پررنگ شود اما لااقل سه قول با منابع بسیار در روایات شیعه و سنی وجود دارد كه سه تاریخ را برای شهادت حضرت زهرا سلام‌الله عیها نقل می‌كند. یكی 40 روز پس از وفات پیامبر، دیگری 75 روز پس از وفات پیامبر (ص) و قول سوم كه قایل به شهادت حضرت زهرا 95 روز پس از رحلت رسول اكرم (ص) است. 
در حال حاضر برای هر سه قول شهادت، در كشورهای اسلامی از جمله بحرین اقامه عزا می‌شود اما در كشور ما قول 40 روز بسیار بسیار كم‌رنگ است. از سوی دیگر، لزوم تقویت مجالس روضه، وعظ و خطابه ویژه حضرت زهرا (س) احساس می‌شود، زیرا این مجالس و منابرند كه اسلام را زنده نگه داشته‌اند. 

ـ حجت‌الاسلام احمدی جلفایی: در تكمیل سخنان آقای ملك‌پور باید بگویم؛ به نظر بنده نیز شاید مصالحی نزد خدا وجود دارد كه چنین اختلافاتی در تقویم زندگانی حضرت زهرا سلام‌الله علیها وجود دارد. اما شكی نیست كه وجود این اختلافات در این زمینه همچون در زندگی سایر امامان (ع) یك سری دلایل و اسباب تاریخی خاصی دارد كه بایستی محققان در سایه تحقیق بیشتر به آنها دست یابند و به نظر بنده در این خصوص تحقیق و تفحص كافی آن چنان كه باید صورت نگرفته است. 
اما به طور كلی سه نظریه در خصوص مدفن حضرت زهرا (ع) مطرح است. 
اهل سنت معتقدند كه ایشان در بقیع دفن شده است و بر اساس برخی روایات، هنگام وفات حضرت، 7 و یا 40 قبر نمادین در بقیع حفر شد تا قبر اصلی او مشخص نباشد. این نظر در كتاب‌های «تاریخ مدینة»، «التنبیه والاشراف» و «مقاتل‌الطالبین» آمده است. 
استناد این كتاب‌ها نیز به یك روایت «عبیدالله‌بن علی» از امام حسن علیه‌السلام است كه مطابق آن امام وصیت كردند تا در كنار مقبر مادرشان فاطمه دفن شوند و چون امام حسن علیه‌السلام در بقیع دفن شدند، لذا به این موضوع استناد می‌كنند كه قبر حضرت زهرا سلام‌الله علیها نیز در بقیع قرار دارد. 
البته در كتاب «قرب الاسناد» این قول به صراحت از سوی امام رضا (ع) رد ‌شده و شیخ طوسی نیز در كتاب «تهذیب» این قول را بسیار ضعیف دانسته است. علاوه بر آن كه محققان احتمال داده‌اند كه مراد حضرت در این خبر از مادرش، «فاطمه بنت اسد» بوده است. 
اما بر اساس نظر دوم ـ‌كه مشهور بین شیعه است‌ـ‌ حضرت زهرا سلام‌الله علیها در منزل خودشان دفن شده‌اند. بیشتر كتاب‌های معتبر شیعه از جمله «كافی»، «تهذیب» و «من لایحضره الفقیه» كه جزو كتب اربعه شیعه هستند و نیز در چند اثر دیگر شیخ صدوق(ره) این قول با طرق روایی مختلف از امامان معصوم (علی؛ باقر؛ صادق؛ رضا علیهم‌السلام) نقل شده است. به عنوان نمونه از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است: «دُفنت فاطمة فی بیتها». 
همچنین در كتاب «تاریخ مدینة» نیز از امام صادق و امام باقر علیهم‌السلام به چند طریق نقل شده است كه «دفن علیٌّ فاطمة لیلاً فی منزلها الذی دخل فی المسجد، فقبرها عند باب المسجد» یعنی حضرت در خانه خود دفن شده است اما زمان «عمربن عبدالعزیز» هنگامی كه قصد توسعه مسجد را داشتند، خانه حضرت زهرا سلام‌الله علیها نیز داخل مسجد قرار گرفت. در روایت دیگری نیز آمده است: قبرت فاطمة فی بیتها الذی ادخله عمربن عبدالعزیز فی المسجد. 
و قول سوم می‌گوید كه حضرت زهرا (س) بین قبر و روضه پیامبر (ص) دفن شده است و پایه این قول نیز روایتی از رسول اعظم (ص) است كه علاوه بر شیعیان، نسائی نیز در «السنن الكبری» آن را نقل كرده كه پیامبر (ص) فرموده است: «ما بین قبری ومنبری، روضة من ریاض الجنة» یعنی؛ بین قبر پیامبر و منبر ایشان، باغی از باغ‌های بهشت واقع شده است. سپس امام صادق (ع) در تفسیر این روایت می‌فرماید: «لأن قبر فاطمه بین قبره و منبره»؛ زیرا قبر حضرت زهرا (س) بین قبر و منبر پیامبر قرار دارد. 
اما در جمع‌بندی سه قول بیان شده درباره محل دفن حضرت زهرا سلام‌الله علیها می‌توان به نظر شیخ طوسی (ره) استناد كرد. ایشان می‌گوید: قول اول (دفن در بقیع) بسیار ضعیف است، اما دو قول دیگر قابل جمع است. زیرا پس از توسعه مسجد پیامبر، محل بین منبر و روضه رسول اكرم (ص) با ناحیه‌ای كه بیت حضرت زهرا (س) قرار دارد، دارای حد اشتراكی هستند و با اندكی تسامح در تحدید فاصله میان قبر و روضه، می‌توان این دو نظریه را با هم همسو دانست. 


برچسب ها:«فدك»، حضرت زهرای مرضیه سلام‌الله علیها،
ارسال توسط مصطفی شیری | تاریخ : شنبه 17 اردیبهشت 1390 | نظرات ()
تمام اخبار برگزیده ی روز
عناوین آخرین مطالب ارسالی از پایگاه خبری بیست و سی
صفحات دیگر

پیج رنک گوگل

پیج رنک

Online User